Main | August 2007 »

July 2007 Archives

July 13, 2007

مقدمه

شايد قسمت بود كه فرزانه دات نت قبلي پاك شد. شايد منتظر اين بود كه داستانهاي جديد بياد داخلش. خلاصه كه اين جديده شد!
به هر حال يا به قول دكتر سروش عزيز (كه من خدا خدا ميكردكم با خاستگاري از دخترش، او پدر زندايي من ميشد) الا ايحال، داشتم وبلاگ ماه منير را ميخواندم، به غيرتم بر خورد. گفتم بيشتر از يك سال هست كه چيزي در وبلاگم ننوشتم. آنطود كه از همه شنيدم، زيبا مينويسم.
داستان از اين قرار است كه دختري بود ۷ ساله، كه پدر و مادرش متاركه كدرند. پدر به دليل پدر كشتگي ديدار مادر و دختر را ممنوع كرد تا روزي...
چهارده سال از آن زمان ميگذرد...
زندگي تازه فرزانه اينبار انتخابي بوده، با عشق.
همسان خواهر كوچكم ديروز پرسيد: چه اشكالي داره كه آدم كسي رو زيادي دوست داشته باشه، كه تو هميشه ميگي مشكل اينجاست كه داداشمو زيادي دوست داري؟
جواب دادم: اشكالش اينجاست كه اون موقغ انقدر دوسش داري كه خودتو فراموش ميكني. اون موقع انقدر دوسش داري كه از همه چيزت ميگزري حتي از خودت. اون موقع انقدر دوسش داري كه كور ميشي، كر ميشي، خر ميشي. و هر لحظه ترس از دست دادنش پاهات رو سست ميكنه، دلت رو هري ميريزه پايين،قلبت رو درد مياره، چشمات هميشه پره. حتي وقتي كنارش هستي، دلت براش تنگ ميشه. ازش سير نميشي. ياز هم كمه. هر چي بو ميكني باز هم كافي نيست. انقدر دوسش داري كه در ابراز علاقه كم مياري. هر چي ميگي دوست دارم، باز هم كمه، باز هم كم مياري...
همين الان، بين نوشتن، يا "تايپ كردن"، اس ام اس دادم: چرا عشق تو من رو مجنون كرده؟
درد من اين نيست كه ياري ندارم. يا به يارم نرسيدم. من دردي ندارم كه ياري ندارم. من خوشبختم. دست الهي بر سرم كشيده شده. جنوني در دلم دارم غير قابل توصيف.
موسيقي متن وبلاگ
عباس معروفي
همنواييم ميكند. تا كنون هيچ ريتمي، هيچ نتي، هيچ ترانه اي، هيچ آهنگي تا اين حد بيانگوي زيبايي و لطافت و حزن عشق در گوشهاي من نبوده. نام و نشاني از اين قطعه ندارم. براي خود، پاييزش مينامم. يا شايد عشق. يا شايد مخلوطي از آن دو، "فرزانه".

من عاشقم

و مادر من، مادري از جنس بلور، بانوي فروردين من، بهاران من، ماهِ منير من، از مرگ حرف ميزند. و من در آستانه مرگم.
نفس به نفس.
نزديكتر
و همه ما.
و خداوند، آن والا بالا مقام را عاشقم. و گر از من بپرسيد آيا خدا روح دارد؟ جواب ميدهم از او بخواهيد روحش را نشان دهد، و شما توانايي حس روحش را خواهيد داشت.
پدرم مردي است شريف. مردي است پر دل، با دل، مهربان و خشن از سيلي هاي پنجاه و دو سال زنده بودن. پدرم مردي است نرم و ملايم. هنرمند. هوشمند. زبر از سمباده روزهاي زندگي. شكسته از ضربه هاي روزگار. قوي از تمرين دنيا. پدرم مردي است عاشق.
و مادرم. واي مادرم. بيست سال دارم و ده سالي ميشود كه دور از او نفس ميكشم. آخخخخخخخ... ماماني ماماني...
و اين عشق كمياب من كه كامياب ميكندم. و پويا.

هرگز نخواستم كه به داشتن تو عادت بكنم
بگم فقط مال مني به تو جسارت بكنم
صبح روزي كه راهي بودي، اشك امانم نميداد. چرا؟ چرا ما هميشه در حاشيه جدايي بوديم؟ مادر؟ ماهِ منير من؟ چه بگويم؟ به كه گويم؟ درد. درد. درد و درد. درد و درد و درد و درد و اشك و درد و اشك و درد و غم و درد و دوري و جدايي و چمدان و دوري و مادر و فرزند و غريضه و عشقي والاتر از غريضه و درد و باز درد و خرد شدم و درد و كسي صدايم نشنيد. و باز درد و درد و باز درد و بيش درد و پاك شدن از صفحه روزگار. و درد. دردي نابود كننده. دردي مرگ آور. مادرم. ماماني.
مامان. ماهِ منير من.
آخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ....
نگران من نباش.
من عاشقم. بيش نميگويم.
من عاشقم.


پويا!

July 25, 2007

اين برميگرده به نظري

اين برميگرده به نظري در
www.mahmonir.com

ح.ش. عزيز

۱. اين "چار ديواري" آپارتماني است ۲ اتاق خوابه! در مرز واشنگتن و مري لند. نه "دو"ب"لكس". (البته اين در حقيقت دو"پ"لكس است با "پ"). آپارتماني با يك دست شويي و توالت و زميني كه به حالت شترنجي در پشت ملاحظه مي كنيد, زمين آشپزخانه كوچك آن است. صندلي-هاي زير ميز ناقص هستند چون يكي از "چارتا"ي آنها دچار "پايه شكستگي" شد. و گلدان چوبي كه در قسمت راست عكس به حالت نصف و نيمه-اي مشاهده مي كنيد, به دليل كمي جا هميشه اضافي بود, چون "درخت" داخل آن براي اين آپارتمان ۲ اتاق خوابه "بزرگ" بود.

۲. اما خارج از همه اين توضيحات "آموزنده" و "روشن كننده", حتي اگر در قصري "تريپلكس" هم زندگي كني با دلي شكسته, از چارديواري بدون اتاق خواب هم تنگ تر نفس مي كشي.

۳. و موضوع ديگر آنكه ديدن گلهاي پژمرده "چشم بسيرت" ميخواهد! چه رسد به ديدن گلهاي "در حال" پژمرده شدن!

۴. ميگن "عقل مردم به چشمشون هست-ااااا", ما باور نميكنيم.

زت زياد ;)


About July 2007

This page contains all entries posted to farzaneh in July 2007. They are listed from oldest to newest.

August 2007 is the next archive.

Many more can be found on the main index page or by looking through the archives.

Powered by
Movable Type 3.35